مجتبی امیری
تا چندی پیش سخن بر سر این بود که «چه کسی میآید» و اکنون که آنها که باید میآمدند، آمدهاند، آنچه در دل و جان برخی خلجان میکند و در مراودات بر زبانها جاریست، این است که: «چه کسی میماند؟»
شیوه مواجهه افراد با این وضعیت متفاوت است و چند رویکرد به قضیه وجود دارد که در اظهارنظرهای رسمی و غیررسمی افراد و گروههای سیاسی قابل ملاحظه است؛
برخی از منظر داوری و «علی سبیل
الاستعلا» سخن به زبان میرانند و حکم به رفتن و کنار
کشیدن این یا آن میدهند و برخی با فضاسازی و واداشتن
این یا آن میخواهند یکی را به ترک میدان وا دارند؛
برخی دیگر به تماشا ایستاده و شاید به این میاندیشند که «از هر طرف که کشته شود خیر ما در اوست» و «اگر هر دو نیز بمانند باز خیر ما در اوست»؛ از این رو گرم نگاه داشتن بازار حذف یا ماندگاری هر دو را مطلوب و شایسته و بایسته شرایط کنونی میدانند و در این میان گروهی نیز بر این باورند که «دو عاقل را نباشد کین و پیکار»؛
از این رو به نظر میرسد که بهتر است به جای جلو افتادن از آنان و واداشتن آنها به تصمیمات و موضعگیریهای نابجا و در نتیجه ایجاد فضایی که نه از سوی آنان قابل مدیریت است و نه دیگران و آنها که آن شرایط را پدید آوردهاند، خردمندانه اندیشید و فضا را متشنج و احساسی و عاری از عقل و اخلاق نکرد تا با حاکمیت این دو به آنچه صلاح و مصلحت است، نایل آمده و خدای ناکرده خطاهای گذشته را تکرار نکرد و از یک سوراخ دوبار گزیده نشد و کوتاه سخن آنکه از این «سرمایههای جامعه» محافظت کرد و آنها را به مقابلههای ناسودمند و مخرب نکشاند؛ زیرا همواره باید بدانیم که «از پس امروز نیز بود فردایی».




