صفحه اصلی | ارتباط با ما | RSS

آدم ها و برنامه ها

کلمه -مجتبي اميری

اين سخن كه " ما مي خواهيم و مي توانيم " از منظر مديريتي اگر چه آن را به زبان نيز نياورند ولي زبان حال كساني است كه در بالاترين و مهمترين سطح عرصه اجرايي كشور اعلام آمادگي كرده و مي كنند ؛ برخي نيز به ميدان نيامده اند ولي همين زبان حال را دارند ؛ اما پاره اي ملاحظات آنان را از اينكه خود به عرصه بيايند باز مي دارد و تلاش دارند تا گستره توانمندي اداره امور جامعه افزايش يافته و تنها آنگاه كه ضرورت بيابد در عرصه اجرايي وارد شده و به ايفاي نقش بايسته و شايسته بپردازند ؛ زيرا اين نكته را به خوبي دريافته اند كه كساني كه احساس تكليف شرعي مي كنند كه مسؤوليت پذيرفته و پست بگيرند" بحمدالله " بسيارند ولي اين احساس كمتر احساس مي شود كه مسؤوليت را به ديگران سپرده و خود را براي كمك به آنان آماده كنند ؛ به هر روي ، اين ضرورتها نه بر پايه آدمها ، بلكه بر پايه و اساس برنامه هاست ؛ البته برخي از آدمها نيز بودنشان به معناي دفاع از يك برنامه و نفي برنامه ديگر است ؛ كه در اينجا ملاك انتخاب مردم و پذيرش يا عدم پذيرش آنهاست. البته ديري است كه در اين ديار پذيرش عمومي را به معناي نفي ديگران و از گردونه خارج كردن آنان و محروم كردن جامعه از توانمنديها و ظرفيتها و قوتهاي برنامه هاي آنان قلمداد كرده ايم كه ملاك را "يا اين يا آن" و نه " هم اين و هم آن با محوريت اين " قرار داده ايم كه اين "سياه و سفيد ديدن همه چيز" نيز در جاي خود نيازمند مداقه و تأمل است . بي مهري و كم لطفي پاره اي دولتمردان به كساني كه به هر طريق بر اساس آنچه ما مي خواهيم در اين ايام بر پايه آن كسب مشروعيت كنيم ، روزگاري مشروعيت داشته و با پذيرش عمومي و با تكيه بر سرمايه هاي جامعه به ايفاي نقش و كسب تجربه پرداخته و كارازموده شده اند و با تمامي ويژگيهايي كه دارند از سرمايه هاي جامعه به شمار مي آيند و دست كم رأي و نظرشان قابل تأمل است از نمونه هاي برجسته اين وي‍ژگي فرهنگي بي ارتباط با ارزشها و آرمانهاي انقلاب اسلامي است ؛ از اين رو اگر گاه مشاهده مي شود كه جواني به چشم جواني جهان را ديده و بر اين كارازمودگان نهيب زده و خط و نشان مي كشد و به درشتي خطاب به آنان سخن مي گويد ، در چنين اوقاتي انتظار مي رود بزرگان قوم و خردمندان جامعه فضا را تلطيف كرده و حفظ حريم و حرمت افراد را گوشزد كنند ؛ زيرا اين رفتار خام با نگاهي دور انديشانه از مصاديق" بر سر شاخ نشستن و بن بريدن " و " نه كه را منزلت ماندن نه مه را " است .

و اما اگر نگاهمان را از آدمها برگرفته و به برنامه ها توجه كنيم و نگاه برنامه اي را شرط موفقيت در انجام امور به شمار بياوريم ؛ بي گمان آنان كه در اين عرصه وارد شده اند به خوبي مي دانند و مي توانند پاسخ دهند كه :

- جه چيزي را مي خواهيم يا نياز جامعه امروز ما چيست ؟

- چرا چنين تصور مي كنيم ؟

- چگونه مي خواهيم آنچه را كه مي خواهيم تحقق ببخشيم ؟

- تصور ما از آنچه هست و خاستگاه حركت به سوي وضعيت مطلوب چيست؟

در فضاي انتخاباتي امروز بي گمان هر كس كه به ميدان آمده است پاسخهاي روشني براي اين پرسشها دارد ؛ نخست آنكه اگر با نگاهي چشم انداز محور به برنامه ها بنگريم بايد پرسيد ، آنچه خواسته اند و گمان مي برند كه مي توانند به آن جامه عمل بپوشانند چيست ؟ يعني آنان كه در عرصه حاضر شده اند رسالت و مأموريتي كه براي خود در نظر گرفته و ترسيم كرده اند و دورنما و چشم انداز آينده اي كه مي خواهند ما را به آن سمت و سو رهنمون شوند چيست ؟ به ديگر سخن وضعيت مطلوب را چگونه ترسيم مي كنند كه بر پايه آن بتوان عملكرد آنان را ارزيابي كرد و به ارزيابيهاي نامعقول نهادينه شده اي كه پيوسته خود را با گذشته مقايسه كرده و به خود امتياز مي دهند پايان داده و بدانند كه آنان را بر پايه اهداف و چشم انداز و رسالتي كه براي خود تعيين كرده و جامعه نيز آن را پذيرفته است ارزيابي مي كنيم ؛ از اين رو بايد شفافيت و پاسخگويي را از همان آغاز در تبيين آنچه كفته شد تمرين و تجربه كنند تا همكاران آينده آنان نيز در اين فضا خود را تعريف كنند . آيا مي توان از دولتهايي كه مي آيند انتظار داشت دولت خود و عملكرد آن را نه بر پايه عملكرد دولتهاي گذشته - كه نمي تواند و نبايد از آنها بهتر نباشد . - بلكه بر پايه برنامه اي كه ارايه كرده اند ارزيابي كنند و بر اين اساس به مردم گزارش دهند ؟ به ديگر سخن وضعيت مطلوب و چشم انداز چهار ساله اي را در چارچوب اسناد فرادستي شامل قانون اساسي ، چشم انداز بيست ساله نظام و برنامه هاي توسعه اي پنج ساله كه بي گمان پنج ساله بودن آنها هم براي دولتهايي كه عمر چهار ساله دارند پيام روشني دارد ارايه كرده و اين رويه را نهادينه ساخته و فرهنگ كنند كه همواره عملكرد خود را بر پايه آنچه تحويل گرفته ايم و آنچه تحويل داده ايم ، ارزيابي كنيم ؛ نه آنكه آنچه تحويل داده ايم مطرح كنيم و نگوئيم كه با چه عدّه و عدّه اي و چگونه به اين موفقيتها دست يافته ايم كه اين نيز از مصاديق عدم التزام به ارزشهايي است كه بايستي درچارچوب آن عمل كرده و به ارزيابي عملكرد خود بپردازيم ؛ پرهيز از التزام به اين آموزه اخلاقي ، آيندگان را با سنت ناميموني پيوند خواهد زد كه نتيجه آن اتلاف منابع و برجاي نگذاشتن گنجينه ها و ذخاير براي كساني است كه بعدها خواهند آمد .

دومين پرسش اساسي اين است كه مباني نظري و چرايي آنچه مي خواهند و به آن فرا مي خوانند يا وعده مي دهند چيست ؟ مبناي عقلي ، نقلي و قانوني و فراقانوني آن كدام است و اين پيوندها برچه اساسي و با چه نسبتي و در چارچوب چه نظام ارزشي تدوين شده است . نسبت آن با فرهنگ ايراني و اسلامي و ارزشهاي برخاسته از آنها بويژه خردمندي ، عدل ورزي ، ديانت ، حريت و آزادگي چيست ؟ و چگونه آنها را پاس مي دارد ؟ پيوند خود را با فرهنگ جهاني و دستاوردها و تجربيات نوين جهاني با چه منطقي و چگونه تبيين كرده است ؟

سومين پرسش اين است كه با فرض تبيين چيستي و چرايي آنچه خواسته شده است ، چگونه عمل خواهد شد ؟ با چه ساختاري و چه نوع سازماندهي ؟ با استفاده از چه نيروهايي ؟ با چه نوع نظام بودجه بندي و مالي و تخصيص منابع ؟ و با تكيه بر چه قوانين و مقرراتي ؟ براي تحقق اهداف تلاش خواهد شد ؟ آيا خود را ملزم به اجراي قانون اساسي و اصولي راهگشا و با ظرفيتي مانند اصول 43 و 44 مي دانند كه آن را به عنوان مبناي برنامه هاي خود قرار دهند ؟ سند چشم انداز بيست ساله ، سياستهاي ابلاغي مقام معظم رهبري ، برنامه هاي توسعه پنج ساله ، مصوبات مجلس ، شوراها و نهادهاي ايجاد شده به موجب قانون و ... تنها در همان مرحله و جايگاه و مقام قانون مدوّن ، خواهند ماند و دولت به اجتهاد خود عمل خواهد كرد يا ملاك برنامه ها قرار گرفته و عملكرد در اين چارچوب و بر اساس آنها مورد توجه قرار خواهد گرفت .

و سرانجام اين سه در چه بستري قابليت تحقق خواهند يافت و تصور ما از اين بستر، چالش‌ها و موانع و فضايي كه در آن قرار گرفته‌ايم يعني آنچه هست چيست؟

پاسخهاي روشن به اين پرسشها مي تواند كمك كند تا به جاي انگشت گذاشتن بر احساسات و تحريك عواطف آحاد جامعه و گروههاي اجتماعي ، عقل و خرد آنان را مورد توجه و خطاب قرار داده و با ايجاد فضايي عقلاني با رويكرد اخلاقي شاهد انتخاباتي در خور ايران اسلامي و انقلاب و آرمانها و ارزشهاي به جا مانده از امام خميني " قدس سرّه " و رهپويان زنده و جاويد او باشيم ؛ " تا كه قبول افتد و چه در نظر آيد !

والسلام
 

منبع

 
23 اسفند 1387 9:08 بعدازظهر