عباس توکلي
اصلاح طلبان کانديداهاي خود را براي حضور در انتخابات رياست جمهوري هر روز افزايش مي دهند در حالي که سران اصلاح طلب معتقدند تنها راه پيروزي اجماع است. به طور حتم اجماع در يک کانديدا، تنها راه بازگشت اصلاحات به جايگاه قبلي اش در ميان آحاد مردم است. مرتضي حاجي مدير موسسه باران معتقد است هنوز وقت اجماع نرسيده است. او اميدوار است در نهايت طيف اصلاح طلبان روي يک کانديدا توافق کنند. خواندن گفت وگوي زير خالي از لطف نيست.
---
- آيا در شرايط فعلي، امکان اجماع اصلاح طلبان فراهم است؟
اين روزها درباره اجماع اصلاح طلبان بحث هاي زيادي از افراد مختلف مطرح مي شود. به نظر من اين مساله خيلي نگران کننده نيست. کانديداهاي اصلاح طلب آمادگي انجام اجماع را دارند زيرا هيچ يک از کانديداهاي مطرح شده از طيف اصلاح طلب به خاطر منافع شخصي شان وارد فضاي انتخاباتي رياست جمهوري دهم نشده اند. عده زيادي از طرفداران و نخبگان اصلاح طلب از آنها درخواست کرده اند کشور را در وضعيت فعلي نجات دهند زيرا شرايط مناسبي از لحاظ اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي در کشور وجود ندارد. تنها انگيزه کانديداهاي اصلاح طلب اين است که وضعيت فعلي کشور را تغيير دهند تا دوباره بتوانيم روي ريل توسعه قرار بگيريم. اين امر زماني قابل تحقق است که امکان
راي آوردن کانديداهاي اصلاح طلب وجود داشته باشد.
- به نظر شما، چه زماني امکان راي آوردن براي کانديداهاي اصلاح طلب به وجود مي آيد؟
تنها با اجماع. هيچ يک از کانديداهاي طيف اصلاح طلب با انگيزه رسيدن به قدرت وارد رقابت نشدند. در حقيقت وضعيت کنوني کشور از جهات گوناگون باعث شده شخصيت هاي مهم طيف اصلاح طلب وارد رقابت هاي انتخاباتي شوند.
- شرايط اين اجماع چگونه مشخص مي شود؟
من احتمال قوي مي دهم که فضاي عمومي کشور مشخص مي کند کدام يک از کانديداهاي اصلاح طلب توان رسيدن به قدرت را دارد و زماني که اين فضا بر طيف اصلاح طلبان حاکم شود، ساير کانديداهاي اصلاح طلب به نفع کانديداهاي مشخص شده توسط مردم کنار مي روند.
- آيا در حال حاضر امکان اجماع فراهم است؟
الان شرايط براي اجماع مهيا نيست. در حال حاضر کانديداهاي مختلف اصلاح طلب از طريق تريبون هاي مختلف نظرات خود را درباره موضوعات گوناگون مطرح مي کنند و اين مردم هستند که با انتخاب کانديداي نهايي اصلاح طلبان، امکان اجماع را فراهم مي کنند.
- چه زماني را براي اجماع مناسب مي دانيد؟
اجماع بايد در زمان خودش تحقق پيدا کند. مهم اين است که کانديداي مورد نظر توانسته باشد نظر اکثريت جامعه را جلب کرده باشد و شانس موفقيت او بالا باشد. تا آن زمان بايد منتظر باشيم.
- به نظر شما اجماع روي کدام يک از کانديداهاي اصلاح طلب صورت مي گيرد؟
شايد بتوان گفت الان هم کانديداي اصلي اصلاح طلبان مشخص است اما بعضي نسبت به اين قضيه شک دارند. به طور حتم با گذشت زمان و گرايش جامعه به کانديداي اصلي اصلاح طلبان ابهامات برخي از افراد هم برطرف مي شود.
- اسم اين کانديدا را مي گوييد؟
فعلاً صلاح نيست. اجازه دهيد جامعه و مردم خود دست به انتخاب بزنند.
- شکل يا مدل رسيدن به اجماع يا ائتلاف بايد چگونه باشد؟
من فکر مي کنم روش رسيدن به اجماع مهم نيست بلکه بايد شرايط جامعه را براي رسيدن به اجماع در نظر گرفت. ما در انتخابات رياست جمهوري گذشته تجربه هاي زيادي را کسب کرديم. ما نبايد به اعداد و ارقام رسمي و آمارهاي گوناگون در رقابت هاي انتخاباتي توجه کنيم. فضاي عمومي جامعه، نحوه استقبال مردم از کانديداها و فعاليت هاي داوطلبانه مردم در ستادهاي انتخاباتي روشن کننده ميزان اقبال مردم به کانديداي مورد نظر طيف اصلاح طلبان است. پس از مشخص شدن اين مساله، نخبگان اصلاح طلب موظفند با ساير کانديداها صحبت کنند تا از رقابت هاي انتخاباتي به نفع کانديدايي که مردم انتخاب کردند، کنار بروند. افراد اصلاح طلب در گذشته نشان دادند توانايي اين انعطاف پذيري را دارند. همچنين نخبگان اصلاح طلب در اجماع نهايي تاثير بسياري مي توانند داشته باشند.
- آيا مواضع نهايي اصولگرايان و نامزد نهايي آنها تاثيري در اجماع اصلاح طلبان دارد؟
اصلاً. به هيچ وجه. ما کاري به رقيب خودمان نداريم. اين مردم هستند که بهترين و مناسب ترين کانديداي اصلاح طلب را مشخص مي کنند و مشي اصلاح طلبي هم اين است که به نظر مردم اهميت دهند و همين اتفاق هم خواهد افتاد. فعاليت هاي انتخاباتي رقبا نه در کار ما تاثير دارد و نه به ما مربوط مي شود.
- شما در اکثر صحبت هايتان به اين موضوع اشاره کرديد که جامعه شرايط اجماع اصلاح طلبان را فراهم مي آورد. لطفاً توضيحات بيشتري راجع به اين مساله بيان کنيد.
مطمئن باشيد تنها شرايط جامعه و گرايش مردم به کانديداهاي اصلاح طلب تاثيرگذار است نه چيز ديگري. افرادي که در طيف اصلاح طلبان حضور دارند به راي و نظر مردم اهميت زيادي مي دهند و حتي اين مساله را مي توان در شعارهاي اصلاح طلبي به وضوح ديد. بنابراين جامعه تاثير مستقيمي در تعيين کانديداي اصلي اصلاح طلبان دارد و ميزان اقبال مردم از نامزدها، تعيين کننده سياست هاي نهايي اصلاح طلبان است.
- آيا اصولگرايان مي توانند مانع از اجماع اصلاح طلبان باشند؟
قطعاً آنها تمام تلاش خود را خواهند کرد و از تمام ابزار و وسايل خود استفاده مي کنند تا اجماعي ميان کانديداهاي اصلاح طلبان صورت نگيرد. ابهاماتي بين کانديداهاي اصلاح طلب ايجاد مي کنند، آمارهاي دروغين منتشر مي کنند و هر تلاش ديگري که از لحاظ اخلاقي قابل توجيه نيست. حتي در صورت اجماع اصلاح طلبان، آنها به تخريب هاي خودشان ادامه مي دهند.
- حضور اصولگرايان با يک يا چند کانديدا در انتخابات رياست جمهوري چه تاثيري مي تواند در سياست اصلاح طلبان براي شرکت در انتخابات رياست جمهوري داشته باشد؟
اصلاح طلبان نبايد به سياست هاي رقيب توجه کنند. حضور اصولگرايان با يک يا چند کانديدا نبايد تاثيري بر اجماع اصلاح طلبان بگذارد. ما بايد به نظر مردم توجه کنيم تا راي حداکثري را در انتخابات از آن خود کنيم و اين تنها راه پيروزي اصلاح طلبان است.
اصلاح طلبان کانديداهاي خود را براي حضور در انتخابات رياست جمهوري هر روز افزايش مي دهند در حالي که سران اصلاح طلب معتقدند تنها راه پيروزي اجماع است. به طور حتم اجماع در يک کانديدا، تنها راه بازگشت اصلاحات به جايگاه قبلي اش در ميان آحاد مردم است. مرتضي حاجي مدير موسسه باران معتقد است هنوز وقت اجماع نرسيده است. او اميدوار است در نهايت طيف اصلاح طلبان روي يک کانديدا توافق کنند. خواندن گفت وگوي زير خالي از لطف نيست.
---
- آيا در شرايط فعلي، امکان اجماع اصلاح طلبان فراهم است؟
اين روزها درباره اجماع اصلاح طلبان بحث هاي زيادي از افراد مختلف مطرح مي شود. به نظر من اين مساله خيلي نگران کننده نيست. کانديداهاي اصلاح طلب آمادگي انجام اجماع را دارند زيرا هيچ يک از کانديداهاي مطرح شده از طيف اصلاح طلب به خاطر منافع شخصي شان وارد فضاي انتخاباتي رياست جمهوري دهم نشده اند. عده زيادي از طرفداران و نخبگان اصلاح طلب از آنها درخواست کرده اند کشور را در وضعيت فعلي نجات دهند زيرا شرايط مناسبي از لحاظ اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي در کشور وجود ندارد. تنها انگيزه کانديداهاي اصلاح طلب اين است که وضعيت فعلي کشور را تغيير دهند تا دوباره بتوانيم روي ريل توسعه قرار بگيريم. اين امر زماني قابل تحقق است که امکان
راي آوردن کانديداهاي اصلاح طلب وجود داشته باشد.
- به نظر شما، چه زماني امکان راي آوردن براي کانديداهاي اصلاح طلب به وجود مي آيد؟
تنها با اجماع. هيچ يک از کانديداهاي طيف اصلاح طلب با انگيزه رسيدن به قدرت وارد رقابت نشدند. در حقيقت وضعيت کنوني کشور از جهات گوناگون باعث شده شخصيت هاي مهم طيف اصلاح طلب وارد رقابت هاي انتخاباتي شوند.
- شرايط اين اجماع چگونه مشخص مي شود؟
من احتمال قوي مي دهم که فضاي عمومي کشور مشخص مي کند کدام يک از کانديداهاي اصلاح طلب توان رسيدن به قدرت را دارد و زماني که اين فضا بر طيف اصلاح طلبان حاکم شود، ساير کانديداهاي اصلاح طلب به نفع کانديداهاي مشخص شده توسط مردم کنار مي روند.
- آيا در حال حاضر امکان اجماع فراهم است؟
الان شرايط براي اجماع مهيا نيست. در حال حاضر کانديداهاي مختلف اصلاح طلب از طريق تريبون هاي مختلف نظرات خود را درباره موضوعات گوناگون مطرح مي کنند و اين مردم هستند که با انتخاب کانديداي نهايي اصلاح طلبان، امکان اجماع را فراهم مي کنند.
- چه زماني را براي اجماع مناسب مي دانيد؟
اجماع بايد در زمان خودش تحقق پيدا کند. مهم اين است که کانديداي مورد نظر توانسته باشد نظر اکثريت جامعه را جلب کرده باشد و شانس موفقيت او بالا باشد. تا آن زمان بايد منتظر باشيم.
- به نظر شما اجماع روي کدام يک از کانديداهاي اصلاح طلب صورت مي گيرد؟
شايد بتوان گفت الان هم کانديداي اصلي اصلاح طلبان مشخص است اما بعضي نسبت به اين قضيه شک دارند. به طور حتم با گذشت زمان و گرايش جامعه به کانديداي اصلي اصلاح طلبان ابهامات برخي از افراد هم برطرف مي شود.
- اسم اين کانديدا را مي گوييد؟
فعلاً صلاح نيست. اجازه دهيد جامعه و مردم خود دست به انتخاب بزنند.
- شکل يا مدل رسيدن به اجماع يا ائتلاف بايد چگونه باشد؟
من فکر مي کنم روش رسيدن به اجماع مهم نيست بلکه بايد شرايط جامعه را براي رسيدن به اجماع در نظر گرفت. ما در انتخابات رياست جمهوري گذشته تجربه هاي زيادي را کسب کرديم. ما نبايد به اعداد و ارقام رسمي و آمارهاي گوناگون در رقابت هاي انتخاباتي توجه کنيم. فضاي عمومي جامعه، نحوه استقبال مردم از کانديداها و فعاليت هاي داوطلبانه مردم در ستادهاي انتخاباتي روشن کننده ميزان اقبال مردم به کانديداي مورد نظر طيف اصلاح طلبان است. پس از مشخص شدن اين مساله، نخبگان اصلاح طلب موظفند با ساير کانديداها صحبت کنند تا از رقابت هاي انتخاباتي به نفع کانديدايي که مردم انتخاب کردند، کنار بروند. افراد اصلاح طلب در گذشته نشان دادند توانايي اين انعطاف پذيري را دارند. همچنين نخبگان اصلاح طلب در اجماع نهايي تاثير بسياري مي توانند داشته باشند.
- آيا مواضع نهايي اصولگرايان و نامزد نهايي آنها تاثيري در اجماع اصلاح طلبان دارد؟
اصلاً. به هيچ وجه. ما کاري به رقيب خودمان نداريم. اين مردم هستند که بهترين و مناسب ترين کانديداي اصلاح طلب را مشخص مي کنند و مشي اصلاح طلبي هم اين است که به نظر مردم اهميت دهند و همين اتفاق هم خواهد افتاد. فعاليت هاي انتخاباتي رقبا نه در کار ما تاثير دارد و نه به ما مربوط مي شود.
- شما در اکثر صحبت هايتان به اين موضوع اشاره کرديد که جامعه شرايط اجماع اصلاح طلبان را فراهم مي آورد. لطفاً توضيحات بيشتري راجع به اين مساله بيان کنيد.
مطمئن باشيد تنها شرايط جامعه و گرايش مردم به کانديداهاي اصلاح طلب تاثيرگذار است نه چيز ديگري. افرادي که در طيف اصلاح طلبان حضور دارند به راي و نظر مردم اهميت زيادي مي دهند و حتي اين مساله را مي توان در شعارهاي اصلاح طلبي به وضوح ديد. بنابراين جامعه تاثير مستقيمي در تعيين کانديداي اصلي اصلاح طلبان دارد و ميزان اقبال مردم از نامزدها، تعيين کننده سياست هاي نهايي اصلاح طلبان است.
- آيا اصولگرايان مي توانند مانع از اجماع اصلاح طلبان باشند؟
قطعاً آنها تمام تلاش خود را خواهند کرد و از تمام ابزار و وسايل خود استفاده مي کنند تا اجماعي ميان کانديداهاي اصلاح طلبان صورت نگيرد. ابهاماتي بين کانديداهاي اصلاح طلب ايجاد مي کنند، آمارهاي دروغين منتشر مي کنند و هر تلاش ديگري که از لحاظ اخلاقي قابل توجيه نيست. حتي در صورت اجماع اصلاح طلبان، آنها به تخريب هاي خودشان ادامه مي دهند.
- حضور اصولگرايان با يک يا چند کانديدا در انتخابات رياست جمهوري چه تاثيري مي تواند در سياست اصلاح طلبان براي شرکت در انتخابات رياست جمهوري داشته باشد؟
اصلاح طلبان نبايد به سياست هاي رقيب توجه کنند. حضور اصولگرايان با يک يا چند کانديدا نبايد تاثيري بر اجماع اصلاح طلبان بگذارد. ما بايد به نظر مردم توجه کنيم تا راي حداکثري را در انتخابات از آن خود کنيم و اين تنها راه پيروزي اصلاح طلبان است.
روزنامه اعتماد - 1 اسفند 1387 - شماره 1901




