صفحه اصلی | ارتباط با ما | RSS

خاتمي و هشت سال تجربه

مصطفي درايتي

به نظر مي رسد بايد خاتمي سال 88 را همان خاتمي به اضافه تجربه و آگاهي سياسي ناشي از حضور هشت ساله در جايگاه رياست جمهوري دانست. او همان خصوصيات سال 76 را دارد اما دريافت هاي گسترده يي که در طول اين سال ها- با توجه به درگير شدن با بسياري از مسائل سياسي موجود در کشور- به دست آورده و فراز و فرودهاي فوق العاده مهم اين عرصه، از او خاتمي جديدي ساخته است. وي در دوره گذشته به شيوه يي متفاوت با مشکلات و مسائل ايجادشده براي دولت اصلاحات مواجه مي شد و امروز با نگاهي عميق تر و روش هاي تازه تر با آنها مواجه مي شود. در دوران اصلاحات تصور عمومي بر اين بود که به شکل ديگري با مديريت و ساماندهي، مي توان با هجمه هاي عليه دولت روبه رو شد اما تجربه آن روزها سبب شده امروز تاکتيک هاي جناح مقابل براي آقاي خاتمي شناخته شده به شمار رفته و او هم شکل برخورد با آن را بهتر از گذشته مي داند. به بيان ديگر اين تجربه به ايشان، امکان جديدي داده تا با شناخت دقيق تر از پتانسيل همه احزاب و فعالان سياسي و مدني، با موضوعات با راحتي بيشتري برخورد کند. بعضاً در دوران اصلاحات شاهد بوديم که برخي فرصت ها به دليل وجود ابهام درخصوص آنها آن گونه که شايسته بود مورد استفاده قرار نمي گرفت؛ مشخص نبود چه راهکاري در چه سطحي و با چه اندازه يي مورد نياز است اما امروز اصلاح طلبان و آقاي خاتمي کامل تر شده اند و به همين دليل بهره برداري از اين فرصت ها با تواني که در کشور وجود دارد، امکان پذير است.

نمونه واضح برخورد با دولت اصلاحات را مي توان در تخريب ها و اتهاماتي که منتسب مي شد، ديد. آقاي خاتمي تلاش مي کرد سوءتفاهم هايي را که گروهي خاص براي برخي اقشار متدين ايجاد مي کرد، رفع کرده و به آنها اعلام کند اشتباه مي کنند. اين امر نتيجه چنداني نداشت چرا که افراد و محافلي وجود داشته و دارند که از احساسات ديني مردم سوءاستفاده مي کردند و امروز مشخص شده که بايد با زبان خودشان با آنها برخورد کرد. معضلات مديريت کلان و موانع عدم تحقق مردمسالاري سازگار با دين- به معناي حضور موثر مردم در ساختار قدرت- نيز امروز بهتر از دوران اصلاحات قابل رفع است. به هر تقدير اين شناخت کامل و تجربه گرانبهاي اصلاحات در صورت حضور اصلاح طلبان در دولت به کار خواهد آمد تا منسجم تر عمل شود. بايد به اين نکته نيز اشاره شود که نفس حضور آقاي خاتمي در اين مقطع - به رغم اشراف کامل بر شرايط نامساعد کشور در همه عرصه ها و موج تخريب هاي شخصيتي و حتي تهديدات فيزيکي - بيانگر آن است که از تفاوت هايي نسبت به گذشته برخوردار است. اصلاح طلبان و حتي منتقدان وي نيز نيک مي دانند که آقاي خاتمي جزء معدود افرادي است که علاقه يي به حضور در مناصب رسمي ندارد. درک اين نکته که دعوت پرشمار اصلاح طلبان و هواداران اصلاحات در جامعه به دليل نياز به تغيير شرايط است از يک سو و تدوين برنامه براي رفع آنها از سوي ديگر از نقاط تمايز ديگر خاتمي 88 با گذشته است.

او از لحاظ سياسي هم متفاوت شده و به صراحت اعلام مي کند نگران راي آوردن يا نياوردن در انتخابات سال آينده نيست و نفس حضور خود را مفيد مي داند. نوع استفاده از نيروهاي توانمند اصلاح طلب - با هر سليقه درون جناحي - نيز ماحصل تجربه دولت اصلاحات است. امروز دست بازتري براي استفاده از اين پتانسيل وجود دارد چرا که کيفيت هر مديري در مناصب اجرايي مشخص شده و در عين حال روشن شده که کدام يک در چه بخشي اثرگذارتر هستند. او با دست بازتري از سرمايه اجتماعي، انساني و مديريتي گرانبهاي اصلاح طلبان استفاده مي کند که امروز جامعه به شدت به آن نيازمند است. اساساً يکي از انتقادات جدي به عملکرد دولت نهم نيز همين کم توجهي به تجربيات کارشناسان زبده و مديران سال هاي گذشته است و به جاي آنها از مديران بي تجربه که امکان عملياتي کردن برنامه ها را ندارند، استفاده مي شود. تيم فعلي همراه آقاي خاتمي در همه حوزه ها در کنار نشاط و اميدي که در دل همه آحاد جامعه ايجاد شده، امکان پيشرفت کشور در دولت آينده اصلاحات و بسامان کردن امور را فراهم خواهد کرد. در واقع اين از ويژگي هاي شخصيتي آقاي خاتمي است که مديران توانمند با افتخار در کنار او فعاليت مي کنند. صداقت مثال زدني ايشان اکنون با پختگي و نگاه عميق تر در هم آميخته تا صرفاً نگاهي فرهنگي و فلسفي به مسائل نداشته باشند.

احساس مي شود به سبب عبور از يک دوره تجربه اندوزي، امروز آقاي خاتمي با راحتي و صراحت لهجه بيشتري با مردم سخن مي گويد. در دوران اصلاحات در برخي مقاطع، تناسب ميان ظرفيت هاي قانوني و خواسته هاي جامعه از سوي مردم و هواداران اصلاحات در نظر گرفته نمي شد اما در حال حاضر، تدريجي بودن اصلاحات به امري کاملاً پذيرفته شده بدل شده و جامعه به بلوغ رسيده است. انتظار فعالان سياسي از آقاي خاتمي نيز همين است؛ اينکه برخي اوقات «لفافه گويي» اصل سخن را از حيز انتفاع خارج مي سازد و نياز به صريح اللهجه بودن احساس مي شود. در مقطع جديد و با پررنگ شدن مرزهاي اصلاح طلبي با حرکت هاي غيرتدريجي، اميد آن مي رود که روند آ گاهي بخشي به جامعه نيز تسريع شده و شفاف تر سخن گفته شود.



روزنامه اعتماد - 5 اسفند 1387 - شماره 1898
 
23 اسفند 1387 8:47 بعدازظهر