فروغ زمانی
در همین دو هفتهای که از اعلام کاندیداتوری سیدمحمد خاتمی، محبوبترین کاندیدای اصلاحطلب میگذرد، نه فقط دنیای واقعی که دنیای مجازی نیز به محملی برای ابراز آمادگی و طرفداری هزاران ایرانی داخل و خارج از کشور از این کاندیدای اصلاحطلب تبدیل شده است. «موج سوم» نیز که نشان داده است به خوبی از دنیای مجازی برای ظرفیتسازی و هدایت پویشگران در جهان واقعی استفاده میکند، در این زمینه نیز بسترسازی مناسبی کردهاست. شاید هدایتگران «موج سوم» خود ندانند که با 200 هزار پویشگر خود چه موجهای قدرتمندی ساختهاند، اما محبوبیت خاتمی را در هر دو دنیای واقعی و مجازی به خوبی نشان دادهاند و یکی از آخرین اقدامات متنوعشان ایجاد صفحه حامیان خاتمی در فیسبوک بوده است.
وبسایت فیسبوک یا به تعبیر فارسی آن "صورتنامه" که بیش از ۱۷۵ میلیون کاربر در سراسر جهان از جمله ایران دارد و محبوبترین وبسایت دوستیابی و شبکهسازی به شمار میرود، نمونه آماری مجازی نسبتاً خوبی است برای مقایسه محبوبیت چشمگیر سیدمحمد خاتمی نسبت به سایر کاندیداهایی که تاکنون حضور رسمی و نیمهرسمی خود را در اتنخابات دهم اعلام داشتهاند. در این وبسایت که هر گروه و مرام و اندیشهای امکان تاسیس یک صفحه برای اشاعه افکار و مواضعش را دارد، صفحه موج سوم که حامیان سیدمحمد خاتمی را گردآورده تاکنون که تنها دو هفته از کاندیداتوری خاتمی میگذرد، موفق به جذب بیش از دههزار عضو ایرانی در داخل و خارج از کشور شده است. این در حالیاست که صفحات کانیداهای دیگر اصلاحطلب تاکنون موفق به جذب کمتر از ۱۰۰ عضو شدهاند و هواداران نامزدهای اصولگرا از جمله احمدینژاد نیز تاکنون مبادرت به ایجاد چنین گروهی در فیسبوک نکردهاند. در کنار محبوبیت چشمگیر خاتمی باید اشاره کرد به یکی از صفحاتی که توسط مخالفان احمدینژاد، رییس جمهور کنونی ایران، راه اندازی شده است و تاکنون بیش از ۳۱ هزار نفر را به عضویت خود درآورده است که خبر از رای منفی بالای احمدینژاد میدهد؛ رای منفیای که در انتخابات دوقطبی خاتمی-احمدینژاد به صندوق آراء خاتمی انداخته خواهد شد.
گذشته از تعداد روزافزون مخالفان احمدینژاد در فیسبوک، تفاوت فاحش در تعداد اعضای مربوط به کاندیداهای اصلاحطلب نیز جالب توجه است و به وضوح نشان از محبوبیت بیچون و چرای خاتمی نسبت به سایر کاندیداها دارد. بیراه نیست اگر این اختلاف چشمگیر در دنیای مجازی را به دنیای واقعی نیز مرتبط بدانیم. بر طبق نظرسنجیهای رسمی و غیررسمی که تاکنون از سوی نهادهای حکومتی از قبیل صدا و سیما انجام گرفته است خاتمی همچنان صدرنشین جدول پیروزی در انتخابات است و با اختلاف معناداری با سایر رقیبان اصلاحطلب و اصولگرای خود هنوز هم به عنوان محبوبترین چهره سیاسی کشور شناخته میشود. پس از خاتمی با اختلاف زیادی احمدینژاد و موسوی و سپس کروبی قرار دارند.
با همین دو مثال گذرا و کوتاه از جهان واقعی و مجازی به راحتی میتوان معنا و علت تخریبهای غیراخلاقی و ناجوانمردانه اصلاحطلبان تکنواز و قلمبهدستان کیهانی در چند هفته اخیر را دریافت. دوستان افراطی راست و چپ به خوبی دریافتهاند که با چنین چهره محبوب و دوستداشتنی نمیتوان از در مصالحه و گفتگو درآمد و تنها حربه باقیمانده برای از میدان به در کردن او تهمت و تهدید است. اما به نظر میرسد زحمات بیشائبهشان در به بازی گرفتن آبروی خاتمی روزبهروز دارد نتیجه عکس خود را بیش از پیش آشکار میکند. این روزها نه فقط ستادهای خاتمی در سراسر کشور یا به تعبیری همان دنیای واقعی، که وبسایتهای اینترنتی هم به ستادهای انتخاباتی مجازی خاتمی تبدیل شدهاند. بافیلتر یا بیفیلتر، مردم همیشه راه صداقت و راستی را بهتر از دودوزهبازان سیاسی شناختهاند. آیا زمان آن نرسیده که به جای نقدهای غیرمنصفانه و تهدیدهای چارواداری که اصولا به شخصیت فرهیختهای چون خاتمی نمیچسبد و تنها نشان از بینزاکتی سیاسی گویندگان آن دارد با زبان منطق و ذرهای پیروی از اخلاق سیاسی از کاندیدای مدنظر خود حمایت کنند و باقی جریان را به خرد جمعی و نتایج انتخابات بسپرند و از این طریق پایبندی خود به سیاستورزی مدرن را اثبات کنند؟ ...
در همین دو هفتهای که از اعلام کاندیداتوری سیدمحمد خاتمی، محبوبترین کاندیدای اصلاحطلب میگذرد، نه فقط دنیای واقعی که دنیای مجازی نیز به محملی برای ابراز آمادگی و طرفداری هزاران ایرانی داخل و خارج از کشور از این کاندیدای اصلاحطلب تبدیل شده است. «موج سوم» نیز که نشان داده است به خوبی از دنیای مجازی برای ظرفیتسازی و هدایت پویشگران در جهان واقعی استفاده میکند، در این زمینه نیز بسترسازی مناسبی کردهاست. شاید هدایتگران «موج سوم» خود ندانند که با 200 هزار پویشگر خود چه موجهای قدرتمندی ساختهاند، اما محبوبیت خاتمی را در هر دو دنیای واقعی و مجازی به خوبی نشان دادهاند و یکی از آخرین اقدامات متنوعشان ایجاد صفحه حامیان خاتمی در فیسبوک بوده است.
وبسایت فیسبوک یا به تعبیر فارسی آن "صورتنامه" که بیش از ۱۷۵ میلیون کاربر در سراسر جهان از جمله ایران دارد و محبوبترین وبسایت دوستیابی و شبکهسازی به شمار میرود، نمونه آماری مجازی نسبتاً خوبی است برای مقایسه محبوبیت چشمگیر سیدمحمد خاتمی نسبت به سایر کاندیداهایی که تاکنون حضور رسمی و نیمهرسمی خود را در اتنخابات دهم اعلام داشتهاند. در این وبسایت که هر گروه و مرام و اندیشهای امکان تاسیس یک صفحه برای اشاعه افکار و مواضعش را دارد، صفحه موج سوم که حامیان سیدمحمد خاتمی را گردآورده تاکنون که تنها دو هفته از کاندیداتوری خاتمی میگذرد، موفق به جذب بیش از دههزار عضو ایرانی در داخل و خارج از کشور شده است. این در حالیاست که صفحات کانیداهای دیگر اصلاحطلب تاکنون موفق به جذب کمتر از ۱۰۰ عضو شدهاند و هواداران نامزدهای اصولگرا از جمله احمدینژاد نیز تاکنون مبادرت به ایجاد چنین گروهی در فیسبوک نکردهاند. در کنار محبوبیت چشمگیر خاتمی باید اشاره کرد به یکی از صفحاتی که توسط مخالفان احمدینژاد، رییس جمهور کنونی ایران، راه اندازی شده است و تاکنون بیش از ۳۱ هزار نفر را به عضویت خود درآورده است که خبر از رای منفی بالای احمدینژاد میدهد؛ رای منفیای که در انتخابات دوقطبی خاتمی-احمدینژاد به صندوق آراء خاتمی انداخته خواهد شد.
گذشته از تعداد روزافزون مخالفان احمدینژاد در فیسبوک، تفاوت فاحش در تعداد اعضای مربوط به کاندیداهای اصلاحطلب نیز جالب توجه است و به وضوح نشان از محبوبیت بیچون و چرای خاتمی نسبت به سایر کاندیداها دارد. بیراه نیست اگر این اختلاف چشمگیر در دنیای مجازی را به دنیای واقعی نیز مرتبط بدانیم. بر طبق نظرسنجیهای رسمی و غیررسمی که تاکنون از سوی نهادهای حکومتی از قبیل صدا و سیما انجام گرفته است خاتمی همچنان صدرنشین جدول پیروزی در انتخابات است و با اختلاف معناداری با سایر رقیبان اصلاحطلب و اصولگرای خود هنوز هم به عنوان محبوبترین چهره سیاسی کشور شناخته میشود. پس از خاتمی با اختلاف زیادی احمدینژاد و موسوی و سپس کروبی قرار دارند.
با همین دو مثال گذرا و کوتاه از جهان واقعی و مجازی به راحتی میتوان معنا و علت تخریبهای غیراخلاقی و ناجوانمردانه اصلاحطلبان تکنواز و قلمبهدستان کیهانی در چند هفته اخیر را دریافت. دوستان افراطی راست و چپ به خوبی دریافتهاند که با چنین چهره محبوب و دوستداشتنی نمیتوان از در مصالحه و گفتگو درآمد و تنها حربه باقیمانده برای از میدان به در کردن او تهمت و تهدید است. اما به نظر میرسد زحمات بیشائبهشان در به بازی گرفتن آبروی خاتمی روزبهروز دارد نتیجه عکس خود را بیش از پیش آشکار میکند. این روزها نه فقط ستادهای خاتمی در سراسر کشور یا به تعبیری همان دنیای واقعی، که وبسایتهای اینترنتی هم به ستادهای انتخاباتی مجازی خاتمی تبدیل شدهاند. بافیلتر یا بیفیلتر، مردم همیشه راه صداقت و راستی را بهتر از دودوزهبازان سیاسی شناختهاند. آیا زمان آن نرسیده که به جای نقدهای غیرمنصفانه و تهدیدهای چارواداری که اصولا به شخصیت فرهیختهای چون خاتمی نمیچسبد و تنها نشان از بینزاکتی سیاسی گویندگان آن دارد با زبان منطق و ذرهای پیروی از اخلاق سیاسی از کاندیدای مدنظر خود حمایت کنند و باقی جریان را به خرد جمعی و نتایج انتخابات بسپرند و از این طریق پایبندی خود به سیاستورزی مدرن را اثبات کنند؟ ...




